روایتی از تجربههای من در طراحی و تولید محصولات بولکاری
شروع یک همکاری و آشنایی با دنیایی تازه
سال ۱۴۰۰ همکاری من با صنایع چوبی بنیس شروع شد. آشنایی من با این مجموعه کاملاً اتفاقی بود. در آن زمان هنوز دفترم را در تهران تعطیل نکرده بودم و بیشتر فعالیت حرفهای من در زمینه طراحی گرافیک و تبلیغات بود.
چیزی که در بنیس توجه من را جلب کرد، ایدههای تازهای بود که در زمینه معرق و تولید محصولات چوبی خاص و متفاوت دنبال میکردند. استفاده از روکشهای رنگی در معرق و ساخت معرقهای برجسته با استفاده از چوبهای سهمیلیمتری روکشدار رنگی، برای من تجربهای تازه بود. قرار بود طراحی این بخشها را انجام بدهم و همین همکاری، شروع آشنایی نزدیکتر من با دنیای هنرهای تزئینی چوب شد.
پیش از آن هم طراحانی با این مجموعه همکاری کرده بودند، اما برای من این فرصت به وجود آمده بود که در کنار فعالیتهای گرافیکی، با هنری آشنا شوم که طراحی در آن مستقیماً با ساخت و تولید ارتباط داشت. این موضوع برایم بسیار جذاب بود.
مدتی بعد، استاد مهران به مجموعه اضافه شدند. ایشان در زمینه بولکاری تخصص و تجربه داشتند و آشنایی با این هنر برای من اتفاق خوشایندی بود. تا آن زمان با معرق و طراحی آشنا بودم، اما بولکاری دنیای تازهای بود که فرصت یادگیری و تجربه آن برایم فراهم شد.
وقتی طراحی کامپیوتری وارد بولکاری شد
شروع جدی کار من در زمینه طراحی بول، با سفارش یک میز ناهارخوری دوازدهنفره بود. طرح این میز اجزای تکرارشوندهای داشت و باید با ابعاد و تناسبات سطح میز هماهنگ میشد. حجم کار زیاد بود و اجرای دقیق آن هم زمان و هم دقت زیادی نیاز داشت.
به همین دلیل پیشنهاد دادم طرح را با نرمافزارهای کامپیوتری طراحی و آماده کنیم. اندازهها گرفته شد و طراحی را شروع کردم. در مرحله اول، طرحها را چاپ میکردیم و استاد مهران همچنان با دست آنها را روی ورق برنج برش میدادند. اما حجم بالای کار و محدودیت زمان باعث شد به فکر راه دیگری باشیم. کارخانه دستگاه لیزر داشت، ولی از آن برای برش چوب استفاده میشد. با مجموعهای که امکان برش لیزری فلز را داشت هماهنگ کردیم تا طرحها را بهصورت آزمایشی برش بزنیم. خوشبختانه نتیجه موفق بود و امکان استفاده از این روش فراهم شد.
این تجربه برای من نقطه عطفی در مسیر کار بود. طراحی کامپیوتری و برش لیزری، هم دقت کار را بیشتر میکرد و هم زمان تولید را کاهش میداد. به این ترتیب، طرحهایی که پیش از آن باید با دست برش میخوردند، با دقت و سرعت بیشتری آماده میشدند. البته آمادهکردن فایل برای برش لیزری، خودش اصول و ظرافتهای خاصی داشت. طرح باید بهصورت وکتور آماده میشد؛ زیرا طراحی یک نقش برای اجرا روی ورق برنج، با طراحی همان نقش برای چاپ یا استفاده در یک تصویر گرافیکی تفاوت زیادی دارد.
اندازه و زاویه طرح، فاصله میان گلها و اجزای تزئینی، اندازه قطعات و نحوه اتصال خطوط باید از ابتدا در نظر گرفته میشد. مسیر هر قطعه باید برای دستگاه قابل تشخیص و برش باشد؛ خطوط نباید روی هم قرار بگیرند و فاصلهها باید بهاندازهای باشند که قطعات هنگام برش و جداکردن آسیب نبینند.
برای مثال، یک گل ممکن بود از چند قطعه کوچکتر تشکیل شده باشد که هرکدام باید مسیر برش کامل و مشخصی داشته باشند. قطعات پس از برش نیز با روش مخصوص و با استفاده از ابزارهایی مانند تیغ و چکش از هم جدا میشدند، سپس بر اساس نقشه کنار هم قرار میگرفتند و به سطح اصلی منتقل میشدند. من فایلها را پیش از تحویل به دستگاه از نظر همین جزئیات بررسی میکردم تا طرح آماده اجرا باشد. این بخش از کار برایم اهمیت زیادی داشت؛ چون میدانستم هر خطای کوچکی در طراحی میتواند در مرحله تولید مشکل ایجاد کند.
مدتی بعد، در یک نمایشگاه با امکان استفاده همزمان از برش لیزری چوب و فلز آشنا شدم. این روش میتوانست امکان نزدیکشدن بیشتر به بعضی شیوههای اجرای بولکاری سنتی را فراهم کند. البته در آن زمان، تجربه ما به همان روش طراحی کامپیوتری و برش لیزری ورق برنج محدود ماند؛ اما همین تغییر هم پیشرفت مهمی در روند کار ما بود.
از بولکاری تا طراحی ساعتهای تزئینی
مدیر کارخانه فردی ایدهپرداز بود و پس از مدتی تصمیم گرفت بخش تازهای برای تولید ساعتهای دیواری به مجموعه اضافه کند. این تصمیم، فرصتهای تازهای برای طراحی ایجاد کرد.
ترکیب معرق، ورق طلا، نقاشی دستی و بولکاری، زمینهای برای شکلگیری طرحهای متنوع بود. من هم که بهتدریج با ویژگیهای این شیوه کار آشنا شده بودم، ایدهها را طراحی میکردم و برای اجرا آماده میکردم. این مرحله برایم بسیار جذاب و هیجانانگیز بود؛ چون میتوانستم از دانش طراحی خودم در کنار تجربهای که در زمینه متریال و تولید به دست آورده بودم استفاده کنم.
یکی از تجربههای خاص من در این دوره، طراحی ساعت زودیاک بود.
ایده این ساعت برای من ترکیبی از زمان، نمادهای دوازدهگانه زودیاک و عناصر تزئینی بود. نمادهای زودیاک را از منابع تصویری انتخاب کردم، اما ترکیببندی صفحه، چیدمان حلقهها، اعداد، نوشتهها و ارتباط میان اجزای مختلف را خودم طراحی کردم.
هدفم این بود که اجزای مختلف در کنار یکدیگر ساختاری منسجم داشته باشند و صفحه ساعت، علاوه بر نمایش زمان، یک ترکیب تزئینی کامل باشد. در این طرح، معرق، نقاشی و بخشهایی از بولکاری در کنار هم قرار گرفتند و نتیجه برای من بسیار رضایتبخش بود. در طراحی ساعت، دقت اهمیت ویژهای داشت. اجزای تزئینی باید با ساختار صفحه هماهنگ میشدند و اعداد و نشانههای زمان در جای درست خود قرار میگرفتند. در چنین محصولی، زیبایی طرح زمانی ارزشمند است که کارکرد اصلی ساعت نیز حفظ شود.
دو نمونه ساعت بولکاری همراه با نقاشی دستی تولید شد، اما به دلیل هزینه بالای تولید و محدودیت بازار، این طرحها به تولید گسترده نرسیدند. در مقابل، ساعتهای معرق و نقاشی در طرحها و ترکیبهای متنوعتری تولید شدند و امکان تجربه ایدههای بیشتری را فراهم کردند.
وقتی چند هنر در یک محصول کنار هم قرار گرفتند
یکی از بخشهایی که در این چند سال برایم جذابیت زیادی داشت، طراحی محصولاتی بود که در آنها چند تکنیک با یکدیگر ترکیب میشدند. در این آثار، بولکاری تنها عنصر تزئینی نبود؛ بلکه در کنار معرق برجسته، نقاشی دستی یا خاتمکاری اصفهان قرار میگرفت و هرکدام نقش خودشان را در شکلگیری ترکیب نهایی داشتند.
به نظرم در چنین محصولاتی، اهمیت طراحی بیشتر مشخص میشود. طراح باید بتواند میان نقشها، رنگها، بافتها و متریالهای مختلف ارتباط برقرار کند؛ بهطوری که هیچ بخشی جدا از کلیت اثر به نظر نرسد. گاهی لازم است نقش بولکاری مرکز توجه باشد و بخشهای دیگر آن را همراهی کنند. در نمونهای دیگر، معرق برجسته میتواند بخش مهمی از ساختار بصری را شکل دهد و بولکاری در قسمتهایی از طرح، تضاد و ظرافت بیشتری ایجاد کند.
این تصمیمها از ابتدا در طراحی گرفته میشوند و بر نتیجه نهایی تأثیر میگذارند. به همین دلیل، طراحی این محصولات برای من فقط انتخاب یک نقش زیبا نبود؛ بلکه پیدا کردن راهی برای هماهنگکردن چند شیوه هنری در یک محصول واحد بود.
سینیهای بولکاری؛ دقت در کوچکترین جزئیات
یکی دیگر از محصولاتی که طراحی و تولید آنها برایم بسیار جذاب بود، سینیهای پذیرایی بولکاری بودند. در این محصولات، کار من فقط به طراحی نقش روی زمینه محدود نمیشد. انتخاب طرح اصلی، تنظیم و اصلاح نقوش، طراحی دیوارهها، آمادهسازی قطعات برای برش لیزری و نظارت بر هماهنگی اجزای مختلف، بخشهایی از فرایند کار بودند.
معمولاً طرحهای اولیه را از منابع تصویری، از جمله اینترنت، انتخاب میکردم. سپس با الهام از آنها و ایجاد تغییرات در فرمها و جزئیات، طرح تازهای آماده میکردم. سعی میکردیم حالوهوای نقوش کلاسیک بول حفظ شود، اما ترکیب نهایی ویژگیهای خاص خودش را داشته باشد.
یکی از قسمتهای مهم این سینیها، دیوارههای آنها بود که با چوب سهمیلیمتری طراحی و برش داده میشدند. اندازهگیری و تعیین ابعاد قطعات اهمیت زیادی داشت؛ چون حتی یک میلیمتر خطا میتوانست باعث شود اجزا بهدرستی کنار هم قرار نگیرند. این بخش از کار برای من لذتبخش بود. طراحی زمانی به نتیجه میرسید که قطعات مطابق نقشه کنار هم قرار میگرفتند و محصول نهایی همان تناسبی را پیدا میکرد که از ابتدا در نظر گرفته بودم.
در این تجربه، بار دیگر برایم روشن شد که طراحی محصول فقط به ظاهر آن مربوط نیست. یک طرح زمانی قابلیت اجرا دارد که ابعاد، اتصالات و محدودیتهای ساخت نیز در آن پیشبینی شده باشند.
ورق طلا؛ جزئیاتی برای تکمیل زیبایی اثر
در کنار بولکاری و معرق، از تکنیک ورقکاری طلایی و نقرهای نیز در بعضی محصولات استفاده میشد.
در این روش، ورقهای بسیار نازک طلایی یا نقرهای با زیرسازی و چسب مخصوص روی سطح چوب قرار میگیرند. اجرای درست این تکنیک به مهارت و دقت نیاز دارد؛ بهخصوص زمانی که سطح کار دارای جزئیات ظریف یا نقشهای پیچیده باشد.
در مجموعه، هنرمندی در زمینه ورقکاری فعالیت میکرد که این کار را با مهارت زیادی انجام میداد. حضور چنین تخصصهایی در کنار طراحی و اجرای سایر بخشها، امکان تولید محصولات تزئینی متنوعتری را فراهم میکرد.
این نوع پرداخت در کنار بولکاری، معرق و نقاشی دستی میتوانست به آثار جلوهای فاخر و متفاوت بدهد. البته انتخاب این تکنیکها باید متناسب با طرح و هدف محصول انجام میشد؛ چون ارزش یک ترکیب هنری تنها به تعداد متریالها یا میزان تزئینات آن نیست، بلکه به هماهنگی میان اجزای مختلف بستگی دارد.
از تجربههای تولید تا نگاه امروز من به بولکاری
همکاری با صنایع چوبی بنیس، نقطه شروع آشنایی نزدیک من با بولکاری بود. پس از پایان آن همکاری، با مجموعه صنایع چوب کیان وارد مذاکره شدم. آنها از ایده استفاده از این شیوه در محصولات خود استقبال کردند و تصمیم گرفتند طرحهای بولکاری را با توجه به فرم و ابعاد محصولاتشان اجرا کنند.
در این همکاری، طراحی اولیه بر اساس سطوحی انجام میشد که روی بوفه، میز یا میز تلویزیون آماده شده بودند. پس از طراحی و آمادهسازی قطعات برنجی، آنها روی سطح محصول نصب میشدند و سپس مراحل رنگ، تکمیل و مونتاژ ادامه پیدا میکرد.
در بنیس، روش اجرا زمانبرتر و حساستر بود و به شیوههای اصیل بول نزدیکتر بود. در کیان، با توجه به ضرورت اقتصادیترشدن تولید، روش متفاوتی برای زیرسازی، رنگآمیزی و تکمیل محصولات شکل گرفت. این روش نیز با آزمونوخطا به نتیجه رسید و امکان تولید با رویکردی متفاوت را فراهم کرد.
این دو تجربه برای من نشان داد که وقتی یک هنر وارد فرایند تولید میشود، علاوه بر طراحی و مهارت اجرایی، باید به زمان، هزینه، امکانات تولید و نوع محصول هم توجه داشت.
از طرف دیگر، تجربه این سالها باعث شد درک بهتری از ارتباط میان طراحی و تولید پیدا کنم. حالا هنگام طراحی یک محصول، فقط به شکل نهایی آن فکر نمیکنم؛ بلکه میدانم طرح باید به شکلی آماده شود که در مراحل بعدی نیز قابل اجرا باشد.
برای من، یکی از جذابترین ویژگیهای بولکاری همین امکان ارتباط میان هنر و فناوری است. طراحی کامپیوتری و دستگاههای برش میتوانند بعضی از مراحل کار را دقیقتر و سریعتر کنند، اما شناخت متریال، انتخاب درست طرح، هماهنگی اجزا و تصمیمگیری درباره ترکیب تکنیکها همچنان به دانش و تجربه نیاز دارد.
بولکاری؛ هنری با ظرفیتهای بیشتر
با تجربهای که در این چند سال به دست آوردهام، باور دارم که بولکاری ظرفیتهای زیادی برای حضور در طراحی محصولات معاصر دارد. این هنر میتواند در کنار روشهای سنتی، با ایدههای تازه و متناسب با نیازهای امروز نیز به کار گرفته شود.
به نظرم استفاده از فناوری نباید به معنای کنارگذاشتن ارزشهای هنری باشد. اگر طراحی دقیق، شناخت مواد و اصول اجرای کار بهدرستی در نظر گرفته شوند، تکنولوژی میتواند راه را برای تولید خلاقانهتر، افزایش دقت و دسترسی بیشتر به این هنر هموار کند.
امیدوارم روزی بتوانم از تجربهای که در این سالها به دست آوردهام، برای معرفی و گسترش این هنر ارزشمند استفاده کنم؛ هنری که برای من از یک آشنایی اتفاقی شروع شد، اما به یکی از جذابترین زمینههای تجربه حرفهایام تبدیل شد.
دوست دارم بولکاری تنها در محصولات خاص و محدود باقی نماند و افراد بیشتری فرصت آشنایی با زیباییها و ظرفیتهای آن را پیدا کنند. فکر میکنم با پیوند درست میان هنر، طراحی و تکنولوژی، میتوان مسیرهای تازهای برای توسعه این هنر ایجاد کرد؛ بدون اینکه ظرافت و هویت آن از بین برود.